"بحران های تب برند"

یادداشت های سینا ایرانپور انارکی به همراه محتواهایی در زمینه اقتصاد و توسعه

"بحران های تب برند"

۱۵۶ بازديد
مقاله:

بحران‌های "تب برند"

سینا ایرانپور انارکی

یک واقعیت غیرقابل انکار در فرهنگ ما ایرانی‌ها وجود دارد و آن‌هم جوزدگی است و به‌راحتی تحت تأثیر اصطلاحات و واژگان قرار می‌گیریم. هر آنچه از غرب به کشور روانه شود و اندکی زیبایی واژگانی یا بصری داشته باشد برای نهادینه‌سازی آن در کشور کافی است بگوییم "کلاس دارد" و همین عبارت تا قرن‌ها ما را شیفته چیزی می‌کند که شاید بهتر از آن را داشته‌ایم اما نسبت به آن بی‌تفاوت بوده‌ایم و یا این با کلاسی جدید را هنوز به‌درستی درک نکرده‌ایم اما دوست داریم مورداستفاده قرار دهیم.
در روزگاری دور، دانشگاه به این کشور وارد و خیلی زود تحصیلات عالی به موضوعی بسیار مهم برای خانواده‌های ایرانی تبدیل شد و بعد از گذشت بیش از یک قرن هنوز نه مردم متوجه کارکرد دانشگاه‌ها شده‌اند و نه دانشگاه‌ها توانسته‌اند پاسخگوی نیاز جامعه باشند اما برخورداری از تحصیلات همچنان موجب ذوق‌زدگی است. ورود کامپیوتر و اینترنت به کشور را نیز به خاطر داریم بسیاری از خانواده‌ها هنوز نمی‌دانستند این ابزار چه کاربردی دارد اما آن را به خانه بردند و داشتن کامپیوتر شد برخورداری از یک پز اجتماعی.
دو دهه از آن روزها می‌گذرد و هنوز در همان خانواده‌ها کسی حتی در اندازه نرم‌افزار آفیس هم کار با کامپیوتر را بلد نیست اما بهترین مدل و مارک آن را خریداری کرده‌اند. اکنون چند سالی است به‌جای یک ابزار جدید، فرهنگی جدید به کشور وارد شده است؛ فرهنگی با عنوان "برندینگ". برندسازی با توسعه شبکه‌های اجتماعی به یک تب اجتماعی تبدیل شده است. ملتی که کارکرد کارت ویزیت را هنوز نمی‌داند به یکباره با واژه جذاب برند مواجه می‌شود و برخورداری از یک پروفایل در اینستاگرام و توئیتر و ایجاد یک کانال تلگرامی را بر خود واجب می‌داند.
اکنون به‌راحتی فرهنگ پنهان‌کاری و چیزی نگفتن را به کناری گذاشته‌ایم و جزئی‌ترین رویدادهای زندگی خود را برای دیگران با یک عکس و متن کوتاه افشا می‌کنیم و این رفتار را در راستای تقویت برند شخصی یا سازمانی متصور هستیم. قرارهای کاری، شام در رستوران، مهمانی‌های خانوادگی، بازی با حیوانات خانگی، بدن برهنه ما در استخر و حتی جزئی‌تر از این رویدادها را برای همگان افشا می‌کنیم. بله ما گرفتار "تب برند" شده‌ایم اما هنوز نمی‌دانیم که برند چیست! کسب شهرت نتیجه این تلاش بی‌وقفه است؛ بله اکنون بسیاری از مردم ما را می‌شناسند و از حرفه و حتی خانواده ما نیز آگاه هستند. شاید گاهی حتی در محیط‌های عمومی با افرادی مواجه شویم که ما را با دست‌نشان می‌دهند و این یعنی دایره افرادی که نام و تصویر ما را به ذهن سپرده‌اند رو به گسترش است اما خطر از همین‌جا آغاز می‌شود.
این جمله را خوب باید به ذهن سپرد: "شهرت پیش از برند گاهی فاجعه به بار می‌آورد" وقتی به‌آرامی گام بر می‌دارید و جامعه آرام ‌آرام شما را می‌شناسد شما فرصت اصلاح خطاها و عیب‌های خود را دارید و جامعه نیز با بهترین روش تبلیغ یعنی دهان‌به‌دهان توانمندی‌های حرفه‌ای، شخصیتی و رفتاری شما را به دیگران انتقال می‌دهد و بدین ترتیب پیش از دستیابی به شهرت توانسته‌اید برند خود را بسازید. اما اگر از همان ابتدا شهرت را بر برند اولویت داده باشید و یا شهرت را ابزار برندسازی تشخیص داده باشید کوچک‌ترین خطاهای شما مانع از دستیابی شما به برند می‌شود.
هدف شما دستیابی به یک برند معتبر در حوزه کسب‌وکارتان بوده است اما خطاهای رفتاری و شخصیتی که از طریق انتشار کوچک‌ترین رویدادهای زندگی خودتان به نمایش گذاشته‌اید و یا اشتباهات ناشی از کم‌تجربگی شما در شغلتان به‌راحتی شکل‌گیری برند شما را با بحران مواجه می‌کند. اکنون خیلی از افراد در جامعه ایرانی به‌واسطه شبکه‌های اجتماعی به شهرت دست پیدا کرده‌اند که نمونه‌های زیادی از آن‌ها را می‌شناسیم اما چهره‌های مشهور با چند میلیون دنبال کننده بیش از آنکه یک برند باشند یک فاجعه انسانی شناخته می‌شوند.
بسیاری از کسب‌وکارها و یا افرادی که باهدف ایجاد برند شخصی نیز تلاش می‌کنند در باتلاق شهرت فرو رفته‌اند و هرگز برند خوبی را قادر به ارائه نخواهند بود. برخورداری از یک برند خوش‌نام در نزد تعداد کمی از افراد جامعه و تمرکز بر مزیت و ویژگی‌ها و توسعه بدون حاشیه در بلندمدت برند معتبر و متشخصی را برای شما به ارمغان خواهد آورد. تداوم فعالیت در بلندمدت و صبر، از الزامات دستیابی به یک برند معتبر نزد جامعه است که غفلت از آن گاهی فقط شما را مشهور می‌کند اما برند نه.
نگارش: جمعه 27 مرداد 1396

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.